مسیر تازه

مسیر تازه

.

.

نمی دانم چرا در آسمان آن اتفاق افتاد

نبودم تا ببینم آنچه پنهان اتفاق افتاد

 

خدا می خواست یک لحظه خودش را جلوه گر سازد

خدا می خواست یک ذره ... و انسان اتفاق افتاد

 

خدا در گامهای ما مسیری تازه لازم داشت

زمین کم کم به هم آمد خیابان اتفاق افتاد

 

تلاقی نگاهت با نگاه بی قرار من

به رعد و برق انجامید و باران اتفاق افتاد

 

برای بودن با تو دل دیوانه کافی بود

برای ماندن با تو غم نان اتفاق افتاد

 

شبی باران گرفت و من دوباره سخت باریدم

به خود لرزیدم و کم کم زمستان اتفاق افتاد

 

زمین یخ زد خدا کم شد، خیابانها فراوان شد

و کم کم بی تو بودنها فراوان اتفاق افتاد

 

/ 13 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا شجاعی سعدی

سلاممممم... به به چه عجب[گل] کار زیبایی بود...مخصوصا دوبیت آخرش حسابی حس خوبی داشت... فعلا این گل واسه بودنت[گل] بر می گردم...

ارثی زاد

سلام به مناسبت سیمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ستاد برگزاری جشنواره ها ی شعر برگزار می کند : مهلت ارسال آثار 22 بهمن ماه سال جاری نفر اول سی سکه بهار آزادی ... . . بروزم با اندکی از خودم و بسیاری از شما یک استکان غزل

زهره جعفرزاده

یعنی خیلی زیاد تحویل گرفتم خودمو؟[خجالت] سلام مرسی از حضورتون . شعر زیباتون رو هم خوندم و لذت بردم. موفق باشید.

دلارام

سلام شعراتون معرکه است قدر خودتونو شعراتونو خیلی بدونین موفق باشید به منم سر بزنید

فریبا یوسفی

سلام شعرهای خوبی از شما خواندم و این غزل نیز. موفق باشید.

گنجشک پر

× × × × دلنشيـن مثـل خـواب اول صبـح، تـوي ذهنـم مـدام مـي چـرخـي × × × × سلام. با آرزوی سالی سراسر سربلندی، به روزم [گل]

علی

سلام داداش خیلی وبلاگت باحاله تازه شعر هات خیلی حال میدن دستت دردنکنه امیدوارم همیشه موفق باشید بای

سنچولی

وکم کم بی تو بودنها فراوان اتفاق افتاد .ممنون

سجاد

بسیار زیبا. درود فراوان بر شما