زمستانی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

امروز اگر سخت زمستانی ام  ای خوب

 

وقتست که در خویش بسوزانی ام  ای خوب

 

 

دیشب پس از آرامشِ تنهـــــــایی ام  آمد

 

یک مرد تَرک خورده به مهمانی ام  ای خوب

 

 

آغوشِ ترکـــــهایِ کویــــــریِ دلش را

 

وا کرد به سوی دلِ بارانی ام  ای خوب

 

 

حیف، اوجِ سلیمانیِ خود را به زمین زد

 

قالیچۀ پا خوردۀ انسانی ام  ای خوب

 

 

انگشت تحیّر به دهان داشته ابلیس

 

یک عمر از اینگونه مسلمانی ام  ای خوب

 

 

آخر به چه رویی به خجــالت بنشینم

 

وقتی عرقی نیست به پیشانی ام  ای خوب

 

 

من آمـــده ام دست به دامــان دلِ تو

 

آتش بزن آنگونه که می دانی ام  ای خوب

 

/ 48 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزبه

سلام.ممنونم که اومدی.من اپم.پيشم بيا.بای

عرفان رعایی

درود دوست پر کار به نظرم آمد که نسبت به کارهای قبل با غزل ضعيف تری روبرو هستم . مطلع غزل به دلم ننشست . ارتباط عمودی اگر چه بود اما تحت حکومت قافيه شکل گرفته بود . به جز بيت : (حيف اوج سليمانی خود ...) بقيه ی شعر چيز جديد يا زيبايی نداشت . و مهم تر از همه رديف ، ضربه ی شديدی به غزل زده بود . اول که (ای خوب) به نظرم رديف زيبايی برای يک غزل نيست و دوم اينکه اين رديف نازيبا به هيچ عنوان در غزل جا نيافتاده بود . هيچ ارتباطی چه از نظر مفهوم ، چه شکل و چه آوا با سایر عناصر شعر نداشت . تنها بار پر کردن وزن را به دوش می کشید . به همین دلیل می شود به راحتی جای آن را با (ای یار) و یا (ای دوست) عوض کرد بدون آنکه به وضعيت موجود غزل لطمه ای بخورد . از نظر مفهوم فقط احساس شاعر را نسبت به مخاطبش می رساند و اگر روزی بين شاعر و اين مخاطب به هم بخورد شاعر می تواند همين غزل را با رديف (ای بد) يا (ای زشت) و يا ... برايش بخواند . اما بيت : ( حيف اوج سليمانی ...) فوق العاده زيبا بود . واقعن لذت بردم . بخصوص از تضاد ارزشی (قاليچه ی پا خورده) در واقعيت و در اين بيت . زبان روان هم که ديگر ملکه ی ذهن ات شده . شاد باشی

مرتضی حیدری

سلام زیبا بود لینک شما هم تلافی شد من هم بروزم یا علی

ساسان

سلام اين شعرحافظجواب شعرتو گمان کن آتشی ست... صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست///عندليبان را چه پيش آمد هزران را چه شد من به روز کردم يه سر بيا

nikoo

من به روزم و منتظرشما پس بیا ممنون

nikoo

ممنون که زود بم سر زدی من یه آپ دیگه هم همین امشب داشتم دوست داشتی بیا امشب اعصابم خرابه

مجيد

سلام بهمن جون خوبی؟ چند ساله شعر ميگی که اينقدر قوييه؟ انصافا آدم لذت مي بره از اين طبع روان و ذوق و ذکاوت شما موفق باشي

ريحانه

سلام وبلاگ خیلی با حال شده عزیز منم به روزم بیا یا علی....