ازدحام مخملي

 

اين دل اگرچه قسمتي از آسمان است

اما هميشه مملو از رنگين كمان است

 

جايي براي شب نشينيهاي باران

يك ازدحام مخملي، يك آسمان است

 

زخمِ عرق ريزي كه در من قد كشيده است

مثل تمامِ زخمهايم بي نشان است

 

اي دردِ كهنه كارِ سختِ راست قامت

اين دل براي خم شدن خيلي جوان است

 

تشييع مردي كه خيابان را تكان داد

بر شانه هاي چشم من باري گران است

 

اينبار هم ابري شدن هر چند سخت است

هر چند، دل اينبار خيلي ناتوان است

 

اما هميشه تا شكستن فرصتي هست

كه مملو از لطف خدايي مهربان است

/ 24 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

سلام وب قشنگی داريد منتظر حضور گرمتون هستم

قاصدک

سلام . از وبلاگ مرد ارديبهشت ردتان را گرفتم و رسيدم به اينجا! غزل قشنگی بود . به من هم سری بزنيد. يا حق

محبوبه

ممنون سر زديد بازهم بياييد خوشحال می شم

ماندانا

سلام ... واقعن خوندن غزلتون لذت بخش بود .... نمي دونم مي مونم يا مي رم از اين دنياي مجازي ... فعلن تو برزخم .... البته كم شدن يك نفر از اين همه وبلاگ مثل عطسه ي مورچه ! اصلن ديده هم نمي شه ... شاد باشيد و موفق

محمد تقوايی

سلام. از کارای خوبتون ممنون. با اجازه شما وبلاگ شمارو لینک کردم. از شما دعوت می کنم به وب نوشته های من هم سر بزنید. منتظرم. پایدار باشید

زهره جعفرزاده

سلام خواندن اين غزل بعد از مدتها در اين وبلاگ خيلی خوب بود... لذت بردم... موفق و پيروز باشيد.

تا نهضتِ آئینه ها را آسمانی تر کند با زیرِ پا مانده ترینها همزبانی می کند سلام .... من از همون اول هم توی روستای آيينه بزگ شدم همیشه آیینه باشید ومواظب آيينه ها باشيد تانشکنند وگردوغباری نشوند بايد خاک خورد درپناه لطف حق

روستای آيينه

سلام ...شرمنده ...همون قبلی آيينه هيچ گردوغباری نداشت ردپا نموند برگشتم ردپابموند

مهدی آذری

با سلام وبلاگ با مبحث كالبد شكافي يك شاعر - شماره يك ، جنازه اول : صالح سجادی به روز شد .منتظر نظرات مفيد و پر بار شما هستم. با تشكر ارادتمند مهدي آذري

ابوالفضل

عالی بود