دلواپسی

دلواپسی

 

 

شبهای من در چشم تو حل می شد ای کاش

لبخند تو در من معطل می شد ای کاش

 

بی خوابی و دلواپسی های دل من

یک لحظه هم برتو مسجل می شد ای کاش

 

هرچند گهگاهی کمی بی تاب هستی

بی تابی ات قدری مفصل می شد ای کاش

 

آن چشمها ـ جام شراب زندگی ام ـ

یک شب بدست من محول می شد ای کاش

 

شبهای من سرشار عطری عاشقانه است

شبهای من در چشم تو حل می شد ای کاش

 

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابراهیم محمدزاده

سلام دستتون درد نگنه واقعا شعرهای زیبایی دارید خوشحال میشم اگه به وبلاگ من هم سربزنید و نظرتون رو بگید منتظرتون هستم یا حق[گل]

رایحه بهاری

سلام درود بر شما بسیار عالیست شعر هاتون لطف می کنید اگر به دیدنم بیائید بدرود

حسام رمضان زاده

سلام دوست. غزل را خواندم و لذت بردم. با وبلاگ رباعی به روزم و منتظر... موفق باشید.

حسام رمضان زاده

سلام دوست. غزل را خواندم و لذت بردم. با وبلاگ رباعی به روزم و منتظر... موفق باشید.

فرشید

سلام . بسیار زیبا بود[گل

محمدقائدی

سلام دوست! ...هر روز، با من گریه کردی روز میلادم من آمدم اما تو دادی زلف ... بر بادم پیروز باشی[گل]

مونا شجاعی سعدی

سلام دوووست[گل] کجایی بابا؟! این روزگار عجیب سخته ها!نه![چشمک] اومدم بگم به روزم دیدم چرا تا حالا واسه پستای قبلت(دو پست آخر )چیزی ننوشتم!! خیلی زییا بودند مخصوصا غزل قبلی... بیتای زیبایی بودند و لطیف... به ما هم سری بزنید البته اگر وقتی بود...و حوصله ای... یا حق[گل]

سید اشکان خطیبی

با غزلی ازسنگ به روزم نگذار در فضای اتاق گمشده ای سنگ شوم......... تو را من همچو نیما چشم در راهم