خیابانهای بعدی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

مردم ما تا که در رفتن مردد می شدند

 

عده ای بی فاصله از آسمان رد می شدند

 

 

در خیابان سیل مردم راهها را بسته بود

 

مردمی که پیش پای خویشتن سد می شدند

 

 

عده ای مُهر بزرگی بر دهانها می زدند

 

عده ای از روی دوش دیگران رد می شدند

 

 

عده ای در مسجد متروک و دور افتاده ای

 

روی قرآن تکیه می کردند و مرتد می شدند

 

 

عده ای در آن طرفتر در خیابانهای دور

 

خالی از هر ماندن و اما و شاید می شدند

 

 

تا خیابانهای بعدی یک خیابان مانده است

 

کاشکی این مردم اهل رفت و آمد می شدند

 

/ 63 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

سلام.خيلی ممنونم که لطف کردی و به وبلاگم آمدی.اما ممرا ببخشيد که دير جوابتان را دادم.وبلاگ زيبايی داری به مطالب زيباتر.منم آپ کردم .خوشحال ميشم سر بزنی.تابعد.....

امين

اتــــــاق تنـــهاییم رو آپ کردم و من منتظر حضور گرمت هستم. امین

romina

سلام...من مفهوم این شعر رو نفهمیدم!ببینم شما شعر نو هم کار می کنید؟موفق باشی...

هنی

و اين گذر اخرين گذر و پايان نبود ...خيلی زيبا بود ..

مهدی اميری

خدایا ، از این همه فاصله خسته شده ام. فاصله هایی که ما انسانها را از دو جهت افقی و عمودی از هم دور کرده است. به فریادمان برس. سلام عزیز بزرگوارم، شعر تازه ای سرودم و در انتظار قدمهای مهربانتان لحظه شماری میکنم. به امید دیدار

مسعود

سلام بهمن خان بعضی وقت ها خيلی گرفتارم تاخير هايم را به بزرگواری ببخش از شعر زيبايت ممنونم-خب همزبان ما هميناست ومجال نفس کشيدنمان

مزدک

سلام تبريک ميگم بهمن جان. شکستن فضای زبانی آرکائيک قبلی و ورود به فضای ملموس امروزين و استفاده از تصويرهای متوالی و ضربه ای خوب در بيت چهارم از نقاط برز و مثبت اين شعر است. اما خب شعار زدگی هم بخشی از شعرهای اعتراضی با اينگونه مضامين است . اما به نظر من نقاط قوتی که بهش اشاره کردم باعث شده که شعر در کل فضای شعاری رو تحت تاثير قرار بده و ارتباط خوبی رو با مخاطب بر قرار کنه. شاد و پيروز باشی.

مسعود

بهمن عزيز سلام اگر دير آمدم چند روزی به کامپيوتر دستر سی نداشتم که عذر خواهم موفق باشی